
مدت هاست مصاحبه ی گرافیست حریص آماده ی انتشار است اما ترجیح دادیم چاوشیون را با مصاحبه های پی در پی به روز نکنیم تا نه وبلاگ لوث شود نه مصاحبه ها، به همیل دلیل منتظر انتشار خاص شدیم تا به بهانه ی انتشار خاص و دومین همکاری عسگری و چاوشی فِلَش بَکی داشته باشیم به آغاز این همکاری؛ اما انتشار آلبوم خاص کمی غافلگیرمان کرد گرچه همه می دانستیم این دومین همکاری آن هاست اما هرچه کاور را بالا و پایین کردیم نامی از عسگری ندیدیم. اول بر آن شدیم تا در مورد نبود نامش روی کاور سوالاتی از او بپرسیم و آن را به مصاحبه اضافه کنیم اما ترجیح دادیم مصاحبه را دست نخورده روی وبلاگ قرار دهیم تا چاوشی دوستان از چند و چون چگونگیِ ملحق شدن عسگری به تیم چاوشی مطلع شوند؛ اما از همین جا اعلام می کنیم در صورت تمایل محسن عسگری برای صحبت در مورد اتفاقات آلبوم خاص چاوشیون آماده است تا صحبت های او را در اختیار هواداران بگذارد. از لینکهای پایین میتوانید مصاحبه را دریافت کنید.

"دیوار بیدر" یک ابر ترک در رزومهی محسن چاووشیست. این تحفه یکی از بینظیر های شاعر آن نیز بشمار میرود. راقم این سطور همیشه منتظر شاهکاری دیگر شبیه به "رفیق خوب" بود اما در عدم امید، آنها "بوف کور" ، "پروانهها" و "دیوار بیدر" را برایش میآفرینند. سهگانهای مخرب که به صورتی اپیزودیک میخواهند یک رستاخیز کامل را نوید دهند. رستاخیزی که هم معنی خیزش را میدهد و هم معنی بازگشت به دوران قدیم. بازگشت به پارادایمهایی که بین چاووشی و چاووشیبازان مرسوم بود. سنگ میزانهایی که برای تشخیص یک محسن چاووشی خوب از یک محسن چاووشی بد استفاده میشدند حالا به وفور موجودند. براستی! خوشا به حالمان که در زمانهای زندگی میکنیم که محسن چاووشی را هم دارد. زمانهای که اوج شکستگیها و شکنندگیهای نسلش را مقارن با اوج آفرینش او میبیند. شاعر مینویسد و آوازهخوان میخواند و درست میزنند وسط خال، وسط زخم، بین تمام زیر و زبرهای حافظه.
...
در
سه گانهی مذکور به علاوهی همان رفیق خوب، خصیصهی مشترک، وزن پیوستهی
آنهاست که دست خواننده را در ملودیسازی نه تنها باز میگذارد بلکه کمک
شایانی نیز میکند. « خیلی دلم گیره، خیلی گرفتارم/دوست داشتنت خوبه، خیلی
دوستت دارم » همین به خودی خود وزن دارد و نیاز نیست خواننده با اصوات بازی
و ملودی اصلی را دستمالی کند تا ریتم کار در بیاید. این یک امتیاز بزرگ
محسوب میشود. موسیقی چاووشی یک موسیقی کلاممحور است و چه بهتر که کلام،
ضمن داشتن مفاهیم بکر ، موزون هم باشد. در این شرایط خواننده حنجرهاش را
آزادانه به تحریر در میآورد و کلمات به شکلی منظم و موزون میآیند و
خوانده میشوند و بعد حک در وجود شنونده. البته این مورد ، موردی نیست که
صددرصد متضمن خوب بودن یک اثر شود یا به آن لطمه بزند. چرا که "کجاست بگو"
دارای وزن واحد نبود و مصرعها کوتاه بلند میشدند و قافیهها دور و نزدیک.
("لولای شکسته" هم میتواند نمونهی شکست خوردهای باشد). البته شعر
ناموزون/غیر خطی میتواند قدرت هنرمند را در ملودیسازی نمایان کند.
شعر
به لحاظ معنوی نیز باید دارای انسجام باشد. در "ها" این انسجام معنایی در
نقطهای از بین میرود. شاعر در آغاز از جدایی و دوری صبحت میکند اما در
جایی میگوید : « رد چشمامو نگاه کن/دستامو بگیر تو دستات » اینجا یعنی دو
نفر کنار هم هستند و یکی با اشارهی چشم درخواست دست در دست گذاشتن میکند،
در صورتی که پیشتر از "دور بودن" و "جدایی" دم میزد. این تناقض را مخاطب
در ناخوآگاهش نمیپسندد حتا اگر به این تناقض هشیار نباشد.
تنظیم باید صریح و صادقانه باشد. تنظیم "ها" نه صادق است و نه خالص. چیزی
از خود ندارد به جز دنگ و دونگ بیمورد و نامربوط به متن. در سازهای
کامپیوتری به هیچوجه احساس صادقانه یافت نخواهد شد. گیتارالکتریک و
قرهنی(؟) و پیانوهای ریز [3:34 تا 3:54] "دیوار بیدر" را بگذارید در
کنار سر و صداهای سرد و بیروح "ها" تا ملتفت منظور شوید.
انگار دیگر خودمان را باید عادت بدهیم که هر از گاهی یکی از افراد این تیم
دچار افول شود و دسترنج اعضای دیگر را ضایع کند. به کوشان حداد باید اخطار
کرد. اخطار که اینجا نیت خیلی مهم است. اول باید نیت کند، ذهنش را از دیگر
اهالی موسیقی تطهیر نموده و بعد ، با حواس جمع با نتها کار کند. تطهیر
خیلی مهم است! هر که از این دایره خارج شد یا حتا به بیرون نگاهی انداخت،
از گود خارج شد... کوشان حداد به عنوان پدیدهی حریص حیف است که زود از گود
خارج شود.
و در آخر؛ باید تمام سلولهای پیکر خوانندهای چون چاووشی آمادهی خواندن باشد. روحش از چیزکهای دور و برش رها شده و فریاد بکشد، تخریب کند. و اگر نه بهتر که ساکت بماند. در "ها" و "دیوار بیدر" سلولها آمادهاند...
+ سلام باربدم، آوا
- آقا ببخشید یه آلبوم داده بودم به شما برای انتشار...
+ خب؟
- میخواستم ببینم کی پخشش میکنین؟
+ اون دفعه هم گفتم بهت، به خودمون مربوطه. خوش اومدی!
- باشه، خداحافظ ...
+ درم ببند!